×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۲۴ آبان - ۱۳۹۷  
true
false

 

شهید مجید منصوریshahid124

ای داغ دل لالــــه  تو را  وقت  نداریم    اندازه  یک  قبله  دعــــــا  وقت  نداریم

هرچندکه خوب است شهیدانه بمیریم   خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

ولادت:۱۳۴۳آمل  شهادت:۵/۲/۱۳۶۷دهلران

بخشی از وصیت نامه :

برادرانم با همه ی تجهیزات بسیج شوید ودر راه خدا با مال وجان خود جهاد کنید  ای کسانی در پای روضه خوانی امام حسین فریاد بر میاورید که کاش در کربلای حسین (ع)بودم و او را یاری میکردم اگر لحظه ای به خود نیایید دیگر تا ابد نخواهید فهمید ،اگر نمی دانی که سستی وکاهلی خیانت به اسلام است بدان اگر می دانی حرکت کن ،لحظه ای دیگر دیر است هم اکنون تو در حیطه  آموزش باید اسلام را یاری کنید امروز تمام کفار چه غرب چه شرق از یک طرف رسوا گران مرگ و منافقین از طرف دیگر بر علیه قرآن و اسلام ما بر خواستند .

*****************

در ادامه:                                                                 امام هادی و مرد اصفهانی

در عصر امام هادی (ع) شخصی بنام عبدالرحمن ساکن اصفهان و پیرو مذهب تشیع بود.از عبدالرحمن پرسیدند چرا تو امامت امام هادی (علیه السلام) را پذیرفتی نه غیر او را. در پاسخ گفت : من فقیر بودم ولی در جرات و سخن گفتن قوی بودم ، در سالی همراه جمعی از اصفهانیها به عنوان اینکه به ما ظلم می شود برای شکایت به شهر سامره نزد متوکل رفتیم ، کنار در قلعه متوکل منتظر اجازه ورود بودیم ، ناگهان شنیدم که متوکل دستور احضار امام هادی (ع) را داده تا او را به قتل برساند. من به بعضی از حاضران گفتم : این کیست که فرمان به احضار او و سپس ‍ اعدام او داده شده است ؟ در جواب گفت : این کسی است که رافضی ها (شیعه ها) او را امام خود می دانند. من تصمیم گرفتم در آنجا بمانم. بعد از ساعتی دیدم امام هادی سوار بر اسب آمدند، همین که چشمم به امام هادی خورد محبتش بر دلم جای گرفت ، دعا کردم که خداوند وجود نازنین امام هادی (ع)را از شر متوکل حفظ کند، همچنان ناراحت و نگران بودم و دعا می کردم که امام در میان جمعیت به من رسید و فرمود: خداوند دعایت را مستجاب می کند، و مال و فرزند و عمرت زیاد خواهد شد. من از اینکه امام چنین از نهان خبر داد متحیر شدم بطوری که رنگم تغییر کرد حاضران گفتند چه شده؟ چرا چنین حیرت زده ای؟ گفتم: خیر است ولی اصل ، ماجرا را به کسی نگفتم . بعدا که به اصفهان برگشتم کم کم بر مال و فرزندم افزوده شد و غنی شدم ، و اکنون بیش از هفتاد سال دارم این بود علت تشیع من که این گونه به حقیقت رسیدم.

 

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی