×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۲ آبان - ۱۳۹۶  
false
false

 

شهید محمد رضا نیک پورshahid34

سبزیم و پیام خیس باران داریم       ما تشنه¬لبان به آب ایمان داریم

صدبار به رسم سبز عاشق بودن       جان باخته¬ایم و باز هم جان داریم

«شهید منصوب به هیئت جوادالائمه(ع) »

 

»پاهایی که فدای روضه امام حسین(ع) شد…«

در اردوگاه موصل3 از نظر مقرراتي حق نداشتيم نوحه‌خواني و عزاداري كنيم، مخصوصاً در ايام محرم، اما كسي به اين حرف‌ها گوش نمي‌داد. يك روز يك فرماندة عراقي با چند سرباز آمدند در آسايشگاه. فرمانده گفت: حسين را ما خودمان كشتيم، اگر قرار باشد برايش عزاداري كنيم، خودمان بايد اين كار را بكنيم نه شما مجوس‌هاي ايراني.

علي بيات ـ يكي از اسراي ارتشي گفت ـ گفت: امام حسين(ع) امام همة مسلمان‌هاست. ماهم در عزاي او شريكيم. هر وقت كه دلمان بخواهد، عزادار او هستيم.

فرمانده دستور داد بيات را به ستون ببندند و كتكش بزنند.

سپس گفت: براي اينكه نشانتان بدهم، حسين را ما كشته‌ايم، تو بايد فدا شوي.

دستور داد روي پاي بيات گازوئيل بريزند. بعد كبريت را از جيبش درآورد و روشنش كرد و گفت: اين سزاي كساني است كه بخواهند عزادار حسين باشند!

همة اسرا فرياد كشيدند و بيات هم فرياد كشيد؛ اما نه فريادي كه از روي ترس باشد. بعداً هر وقت كه او را مي‌ديديم؛ بخصوص در روزهاي محرم، باز به سينه‌اش مي‌زد و اشك مي‌ريخت. ديگر نمي‌توانست راه برود. عصب‌هاي پايش دچار اختلال شده بود. مي‌گفت: فداي امام خود شده‌ام.

نقل از: پيشاني و خاك، ص 149

 

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی