امروز

یکشنبه, ۱ مرداد , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۹:۰۶ بعد از ظهر

 

شهید قربانعلی زروکیshahid96

افتاد به خاک، آسمان غمگین شد   تن‌پوش بی آستین به خون آذین شد

هر قطره خون تو سپیداری سرخ        هر برگ شبیه پنجه‌ای خونین شد

ولادت:1346 آمل  شهادت: 1366/3/31 سومار

کوتاه از وصیت نامه:  با درود فراوان به یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و نایب بر حقش امام خمینی و بر شهدای راه اسلام و قرآن و با درود بر شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی امیدوارم که یک روز این جنگ حق علیه باطل با پیروزی رزمندگان اسلام به پایان برسد، پدر و مادر عزیزم اگر یک روز شده که من شهید شدم برای من گریه نکنید چون شهیدان گریه ندارند

********************

در ادامه:                              پاهایی که فدای روضه امام حسین(ع) شد

در اردوگاه موصل3  از نظر مقرراتي حق نداشتيم نوحه‌خواني و عزاداري كنيم، مخصوصاً در ايام محرم، اما كسي به اين حرف‌ها گوش نمي‌داد. يك روز يك فرماندة عراقي با چند سرباز آمدند در آسايشگاه. فرمانده گفت: حسين را ما خودمان كشتيم، اگر قرار باشد برايش عزاداري كنيم، خودمان بايد اين كار را بكنيم نه شما مجوس‌هاي ايراني.علي بيات ـ يكي از اسراي ارتشي گفت ـ گفت: امام حسين(ع) امام همة مسلمان‌هاست. ماهم در عزاي او شريكيم. هر وقت كه دلمان بخواهد، عزادار او هستيم.فرمانده دستور داد بيات را به ستون ببندند و كتكش بزنند.سپس گفت: براي اينكه نشانتان بدهم، حسين را ما كشته‌ايم، تو بايد فدا شوي.دستور داد روي پاي بيات گازوئيل بريزند. بعد كبريت را از جيبش درآورد و روشنش كرد و گفت: اين سزاي كساني است كه بخواهند عزادار حسين باشند!

همة اسرا فرياد كشيدند و بيات هم فرياد كشيد؛ اما نه فريادي كه از روي ترس باشد. بعداً هر وقت كه او را مي‌ديديم؛ بخصوص در روزهاي محرم، باز به سينه‌اش مي‌زد و اشك مي‌ريخت. ديگر نمي‌توانست راه برود. عصب‌هاي پايش دچار اختلال شده بود. مي‌گفت: فداي امام خود شده‌ام.     پيشاني و خاك، ص 149

 

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی