امروز

یکشنبه, ۱ مرداد , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۹:۱۱ بعد از ظهر

 

شهید سیدمحمدعلی باقریshahid127

همزاد کویرم تــب باران دارم   در سینه دلـــى شکسته پنهان دارم

در دفترخاطرات من بنویسید   من هر چه که دارم از شهیدان دارم

ولادت:۱۳۴۰ شهادت:۲/۸/۱۳۶۰ بوکان

کوتاه از وصیت نامه :

ای خواهران وبرادران وپدر ومادر عزیزم شهادت آرزوی من است و آرزوی هر مسلمان می باشد .شاید شما باور نکید من زنده ام و از دنیای پست دور شده وبا شادی غیر وصف در پناه پروردگار خویش به سر می برم اکنون من در وصیت  به آن عملی که خود درست از عهده آن بر نیامدم به شما توصه می کنم  و از شما می خواهم که به جای گریه و زاری برای من  مجلس شادی راه بیندازید چون من دوست ندارم برای نمن گریه وزاری کنید ویا لباس سیاه بپوشید شهادت آرزوی من است اگر از من پولی ماند ه آن را به فقرای جنگ زده کمک کنید به مدت سه یا چهار ماه نماز قضا و۳روز روزه ی قضا دارم دوست دارم که اسم مرا در قبرم ننویسید همانند شهدای گمنام باشم

************

درادامه:                                                                           “دعای مادر”

از منطقه باز گشت. افسرده و نگران به نظر می رسید. نزدم آمد وگفت: مادر! وقتی به جبهه می روم چه دعایی می کنید؟گفتم: تو را به امام زمان می سپارم و می خواهم که از سربازشان محافظت کنند و او را صحیح و سالم به خانه  برگردانند.مسعود آهی کشید وگفت: شما با دعایتان سد راه من شده اید. من در همه ی عملیات ها شرکت می کنم و بی هیچ هراسی به قلب دشمن می زنم، ولی بدون کوچکترین آسیبی صحیح وسالم برمی گردم. و بعد با التماس ادامه داد: مادر جان خواهش می کنم این بار که به منطقه رفتم از خدا بخواهید آن چه که مشیت اوست نصیبم کند.این بار چیزی را از خدا خواستم که او درخواست کرده بود…. و خداوند مشیتش بر این قرار گرفت که حتی پیکرش نیز به خانه برنگردد.«روایت عشق،سیمین وهاب زاده مرتضوی،ص۹۸،راوی مادر شهید مسعود افشاریان»

 

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی