امروز

جمعه, ۶ مرداد , ۱۳۹۶

  ساعت

۱۳:۳۴ بعد از ظهر

 

شهید اسکندر بهزادیshahid71

جان تو دوباره جامه‌ای تازه گرفت    وزخون تواین کتاب شیرازه گرفت

پیراهن تازه تو را می‌باید       با قامت آفتاب اندازه گرفت

کوتاه از وصیت نامه:

سلام بر تو ای حسین شهید، شهادت می دهم که تو برای بر پا داشتن نماز و زکات و امر به معروف و نهی از منکر قیام کردی، خدا لعنت کند امتی را که تو را شهید کرد

&&&&&&&&&&&&&&&&

در ادامه:                                               آخرین آرزو، عشق حسین (ع)

شهید عبدالحسین برونسی به نقل از حمید خلخالی

همیشه می گفت آرزو دارم باخون گلویم اسم مقدس بی بی را بنویسم.چون روز عاشورا امام حسین(ع) دست به زیر گلوی علی اصغر(ع) برد و خون مبارک را به آسمان پاشید. این را که میگفت صدایش می لرزید و بچه ها گریه میکردند.در عملیات والفجر۱باهاش نبودم شنیدم که مجروح شده و تیر به گلوش خورده٬حتی احتمال شهادتشم را دادم چون گلو جای حساسی است.ولی تیری که بهش خورده بود آخرین حدود بردش بود و زخمش کاری نبود.شنیدم که بالاخره به آرزوش رسید و روی تخته سنگی اسم بی بی رو نوشت. هنکام تخلیه مجروح ها توفیق داشتم که ببینمش در همان حالت نگاهم به انگشت سبابه دست راستش هنوز اثر خون بود.بعداز اینکه از بیمارستان آمد در حالیکه هنوز به طور کامل خوب نشده بود٬گفت:به آرزوم رسیدم .دیگه هیچ آرزویی جز شهادت ندارم.

(بر گرفته شده از کتاب خاک های نرم کوشک نوشته سعید عاکف چاپ سی و چهارم)

 

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی