×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۲ آبان - ۱۳۹۶  
false
false

 

شهیدنورمحمدعبدی نژادshahid50

از شهدای حماسه ششم بهمن آمل

*****

توضیح: داستان مربوط به شهید نامبرده نمی باشد

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

به ملاحظه ی بیماری قلبی ام٬روزهای اول خبر شهادت ابراهیم را به ام ندادند٬اما از حال برادرم و بقیه ی اطرافیان حدس می زدم که باید اتفاقی افتاده باشد.دو٬سه روز بعد٬توی خیابون داشتم میرفتم که یکی سر راهم سبز شد.تا دیدمش شناختمش.توی محل به قول معروف گاو پیشانی سفید بود٬همه می دانستند با انقلاب و انقلابی ها میانه ی خوشی ندارد.لبخند موزیانه ای روی لبش بود.یکدفعه بدون هیچ سلام و علیکی و بدون هیچ مقدمه ای٬وبا یک دنیا نیش و کنایه گفت:پسرتم که کشته شد حاج خانم! دلم به درد آمد٬اما خودم را نباختم بلافاصله رو به آسمان کردم و از ته دل گفتم:الحمدالله رب العالمین لبخند از روی لب های او رفت.گفتم چی فکر کردی؟ابراهیم منم فدای سر آقا علی اکبر امام حسین(ع) شد.طرف انگار شادی اش تبدیل به عزا شده بود.مات ومبهوت مرا نگاه می کرد.برای این که حالش بیشتر جا بیاد٬همان جا ٬در آن هوای گرم زانو زدم و بر آسفالت های داغ خیابون٬سجده کردم.

مادر شهید ابراهیم امیر عباسی

 

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی